نوشته شده در می 14, 2008 با SunMaster خورشیدبان
متاسفانه تلاش ها برای ارتقای گاتسی شکست خورد من وارد دوره جدید هارد پرونی و امتحان ورژن های جدید شدم.
در حال حاضر کوبونتو هاردی رو دارم اما باید بگم به خصوص در بخش مربوط به افکت های سه بعدی اشکال داره و هنوز از بریل استفاده میکنه!
به علاوه اینکه کنتاکت کماکان در در یافت نامه ها با مشکل همراهه
خلاصه اینکه امشب کوبونتو رو ورمیدارم و اوبونتو رو میریزم و چک می کنم
فکر می کنم بهترین حالت اوبونتو به همراه یک سری از پکیج های کوبونتو باشه
راستی KDE4 رو نصب نکنید بیش از حد باگ داره
Filed under: لینوکس نامه, لینوکسیانا | Tagged: لینوکس, هاردی, کوبونتو, گاتسی, اوبونتو | No Comments »
نوشته شده در می 10, 2008 با SunMaster خورشیدبان
مطلب زیبایی در وبلاگ ابژکتیو خوندم ….و با اجازه بهبد یه حالت دیگه رو هم اضافه میکنم که ایندفعه باینری نیست و فازیه!!!
یه حالت سوم:
دوستم داری؟
بله!
بی اف من میشی؟
بله!
……..
یک هفته بعد
……..
ببین عزیزم درسته ما بی اف شدیم و منم دوستت دارم اما یکی از دوستام که اونو هم دوست دارم خواسته باهام ترای کته و من اونو هم دوست دارم و میخوام دلش نشکنه (!!!) پس اگه دیدی باهاش تو خیابون دست تو دستم هستم یا لب گرفتم ناراحت نشو…در ضمن به اون قول دادم با کسی … نکنم پس یه مدت با هم … نمیکینیم تا….
…………
خب بهبد؟ این قضیه واقعیه!! اینو چی میگی؟؟!!
Filed under: رنگین کمان | 2 Comments »
نوشته شده در می 2, 2008 با SunMaster خورشیدبان
من کلا زده به سرم
دو هفته هم ویندوز رو تحمل نکردم!!!
ببینیم این اوبونتو ۸.۰۴ چه جوریاست!
Filed under: روزنگاری ها | 2 Comments »
نوشته شده در آوریل 27, 2008 با SunMaster خورشیدبان
میخوام اسم وبلاگ رو از “به نام خورشید” به “خورشیدبان” یا “خورشیدبانی” تغییر بدم
بزرگان وبلاگستان!!! نظر بدین!!!
Filed under: خورشید نامه, روزنگاری ها | 3 Comments »
نوشته شده در آوریل 27, 2008 با SunMaster خورشیدبان
آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا ؟
بي وفا،
بي وفا حالا كه من افتاده ام از پا چرا ؟
نوشدارويي و بعد از مرگ سهراب آمدي
سنگدل اين زودتر مي خواستي حالا چرا ؟
عمر ما ار مهلت امروز و فرداي تو نيست
من كه يك امروز مهمان توام فردا چرا ؟
نازنينا ما به ناز تو جواني داده ايم
ديگر اكنون با جوانان نازكن با ما چرا ؟
وه كه با اين عمر هاي كوته بي اعتبار
اين همه غافل شدن از چون مني شيدا چرا ؟
آسمان چون جمع مشتاقان ، پريشان مي كند
درشگفتم من نمي پاشد ز هم دنيا چرا ؟
شهريارا بي حبيب خود نمي كردي سفر
راه عشق است اين يكي بي مونس و تنها چرا ؟
Filed under: خورشید نامه | 1 نظر »
نوشته شده در آوریل 25, 2008 با SunMaster خورشیدبان
عشق یعنی امکان انتخاب به معشوق دادن.برای آنکه کسی یا چیزی را به دست آوری؛ رهایش کن
از دوست ندیده من … علی
Filed under: خورشید نامه | 3 Comments »
نوشته شده در آوریل 23, 2008 با SunMaster خورشیدبان
امشب اومد
نشست
چشماشو به چشمام دوخت
همون چشمایی که منو از عمق چشمام ربوده بود
اما…….
شاید دیگه اون چشما نیان این طرفا
شاید اون خنده که بغض گریه بود
دیگه مال من نشه
شاید امشب….من هم
بشینم گریه کنم
که چرا خدا عشقو تو زندگیم نذاشت
شاید امشب…..
شاید….
Filed under: خورشید نامه, روزنگاری ها | 3 Comments »
نوشته شده در آوریل 20, 2008 با SunMaster خورشیدبان
وقتي گريبان عدم با دست خلقت مي دريد
وقتي ابد چشم تو را پيش از ازل مي آفريد
وقتي زمين ناز تو را در آسمان ها مي كشيد
وقتي عطش طعم تو را با اشك هايم مي كشيد
من عاشق چشمت شدم نه عقل بود و نه دلي
چيزي نمي دانم از اين ديوانگي و عاقلي
يك آن شد اين عاشق شدن، دنيا همان يك لحظه بود
آن دم كه چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود
وقتي كه من عاشق شدم، شيطان به نامم سجده كرد
آدم زميني تر شده و عالم به آدم سجده كرد
من بودم و چشمان تو، نه آتشي و نه گلي
چيزي نمي دانم از اين ديوانگي و عاقلي
شعر: دکتر افشین یدالهی
آهنگساز: فردين خلعتبري
آواز: عليرضا قرباني
با همكاري گروه كر استاد محمد نوري
Filed under: خورشید نامه | 1 نظر »
نوشته شده در آوریل 13, 2008 با SunMaster خورشیدبان
اینو امروزز یکی برام فرستاد با عرض شرمندگی نمیدونم کار کیه!!
اکه کسی میدونه بگه کپی رایتشو براش رعایت کنیم 
Filed under: روزنگاری ها, عکسباران | No Comments »
نوشته شده در آوریل 6, 2008 با SunMaster خورشیدبان
دوستت دارم دوستت دارم قلب منی
کسی نگات نکنه تو عشق منی
میشم فدای اون چشم سیات
جای جای زندگی
Filed under: خورشید نامه, رنگین کمان | 4 Comments »